
نمیدونم که کدوم دل منو از یاد تو برد
که من از فاصله ها دلتنگم
با دورنگیت پیش مردم منو خوابم میکنی
با رقیبم نشستی حرفی از من نزنی
خاطرات خوب مونو به تن قصه سپرد
نمیدونم با کدوم حرف از من آزرده شدی
با کدوم باد خزونی سرد و پژمرده شدی
که من از فاصله ها دل تنگم
تو با من دورنگی! من یکرنگم
که من از دوری تو میمرم
روز و شب به عشق تو درگیرم
.
.
.
نمیدونم از کدوم جاده باید ... به شهر عشق تو رسید
با کدوم نقاشی های کودکی ... طرح چشماتو کشید
هنوزم دلِ تو هستی منو ... به آسمونه میبره
نمیدونم پس چرا مرغ دلت ... از سر بومم میپره
خوب میدونم که تو هم دلتنگی ... به خیالت که با من یکرنگی
خوب میدونتم که تو هم داغونی ... حالا قدر عشقتو میدونی
تو با من دورنگی! من یکرنگم
که من از دوری تو مییمرم
روز و شب با عشق تو درگیرم
این سفر کار خودت بود گله از ما میکنی
حرمت عشق و نگه دار دل من رو نشکنی