آموختم که خدا عشق است و عشق تنها خداست، آموختم که وقتی نا امید می شوم
خدا با تمام عظمتش،عاشقانه إنتظار میکشد تا دوباره به رحمتش امیدوار
شوم،آموختم اگر تاکنون به آنچه خواستم نرسیدم خدا بهترش رابرایم
درنظرگرفته،
آموختم که زندگی سخت است ولی من از زندگى سخت ترم
{تقدیم به تو که بهترینی}
0933****676
.
.
راننده تاکسی اسکناس رو گرفت و پرسید: 1نفری؟ مکث کردمو گفتم خیلی وقته!......
هستی
.
.
کسی که چرای زندگی را یافته,با هر چگونه ای نیز خواهد ساخت. (نیچه)
ریحانه - تهران
.
غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست غنچه آن روز ندانست که آن گریه زچیست باغ پرگل
شد و هر غنچه به گل شد تبدیل گریه ی باغ فزون ترشد و چون ابر گریست باغبان
آمد و گلها را چید رسم تقدیر چنان است و چنان خواهد بود،میرود عمر ولی
خنده به لب باید زیست
ریحانه - تهران
اعتبار انسانها به حضورشان نیست,ب دلهره ایست که در نبودشان احساس میکنیم
ریحانه - تهران
.
.
به سلامتیه خودمون ؛ که همیشه اونی شدیم ک بقیه میخوان
ولی ..... هیچکس اونی نشد ک ما میخوایم
نگین تهران
.
کفش هایت کو؟میخواهم آنهارابردارم تاتوهم مثل بی وفایان هوس رفتن نکنى....
نگین - تهران
.
.
تو .... عزیز خواهی ماند. حتی اگر سختی راه تو را از من دور کند
0939****538
.
خاطرم نیست تو از بارانی یا که از جنس نسیم،هر چه هستی گذرا نیست،هوایت، بویت،فقط آهسته بگو با دلم میمانی
0939****538
پنجره ی باران خورده ات را باز کن،چند سطر پس از باران.... چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده....دلم برایت تنگ است
0939****538
تو کیستی که من بی تو اینگونه بی تابم، شب از هجوم خیالت نمیبرد خوابم، تو چیستی من از موج هر تبسم تو بسان قایق شکسته روی گردابم
0939****538
.
بعضی آدمها یهو میان...یهو زندگیت و قشنگ
میکنن...یهو میشن همه ی دلخوشیت...یهو میشن دلیل خنده هات...یهو میشن دلیل
نفس کشیدنت..! بعد همین جوری یهو میرن...یهو گند میزنن به آرزوهات... یهو
میشن دلیل همه ی غصه هات و همه ی اشکات...یهو میشن سبب بالا نیومدن نفست
0939****538
.
قصیده میشوم اگر تو تشنه شنیدنی!به اوج میرسم اگر,تو بی قرار دیدنی
بیا که در هوای تو ,از تو نفس تازه کنم !بیاکه این حماسه را با تو پر آوازه کنم
0939****538
.
.
به کسانی که پشت سرتان حرف میزنند بی اعتنا باشید،انها به همان جا تعلق دارند،دقیقآ پشت سرتان
فاطمه.مسجدسلیمان
.
آنان که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراسی از فراموشی نیست چرا که جاودانند....
فاطمه.مسجدسلیمان
بعضی
وقتها آدمها الماسی تو دست دارندبعد چشمشون ب گردو می افته دولا میشن تا
گردو رو بردارند ولی الماس از دستشون می افته تو شیب زمین قل میخوره و تو
عمق چاهی فرو میره میدونی چی میمونه؟ی آدم،ی دهن باز،ی گردوی پوچ،و ی
دنیاحسرت
فاطمه.مسجدسلیمان
.
برایت آرزومیکنم بهترینهایی را که هیچکس برایم آرزونکرد....
فاطمه.مسجدسلیمان
.
خاطره ها را رشوه میدهم به روزهایم تا از بی تو بودن صدایشان در نیاید....
فاطمه.مسجدسلیمان
.
قطار،راهت را بگیر و برو،نه کوه توان ریزش دارد و نه ریز علی پیراهن اضافه!روزگار روزگار دیگریست
فاطمه.مسجدسلیمان
.
.
دررویاهایت جایی برایم بازکن،جایی که عشق رابشودمثل بازی های کودکی باورکرد....
پریسا
.
.
عاشق بهترین ها نباش ،بهترین باش تا بهترین ها عاشق تو باشند
مائده
.
13WVSOq!W
WVZ!ZV
Nafahmidi?
gushito bar aks kon
مائده
.
یه روزایی هست که یهو قصد می کنی اتاقتو مرتب کنی.... همه ی وسایلتو که می ریزی بیرون تازه می فهمی چه غلطی کردی
مائده
.
فهمیدى تصادف کردم ؟به کسی نگیا بذاربرات بگم ؟توجاده چشات،اتوبان نگات ،خوردم به خوبیات ،چپ کردم واسه صفات، قربون وفات ،زت زیاد
مائده
.
.
امشب خسته ترازهرروزم....
کاش میشد گوشه ای نوشت؛
خدایا امشب خیلی خسته ام فردا صبح بیدارم نکن
فرشته از تبریز
.
.
زیر آوار آخرین حرفت جا مانده ام لعنتی!نمیدانی"خداحافظی ات"چند ریشتر بود....
0939****737
.
.
تنهایی ام را . . . . دوست دارم!
بوی. . . . پاکی میدهد!
مبینا;شاهرود
.
.
دست شکسته ب کار میره،
دل شکسته ب کار نمیره....
0935****653
.
تو ب من میخندی؛چون با دیگران تفاوت دارم.من ب تو میخندم چون مثل همه هستی و فرقی با دیگران نداری
0935****653
.
تقصیر برگ ها نیست
آدم ها همینند!
نفس می دهـــــــی
له ات می کنند
0935****653
.
اگر یادتان بود و باران گرفت دعایی به حال بیابان کنید
0935****653
.
ماهیگیر دلش سوخت....
اینبار ماهی بود که از تنهایی قلاب را رها نمیکرد
0935****653
.
سر سوزنى اگر مرا میخواست زمین و زمان را بهم میدوخت
کاش وقتی آسمان بارانی است ، چشم را با اشک باران تر کنیم
کاش وقتی که تنها میشویم ، لحظه ای را یاد یکدیگر کنیم
روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار
اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن ، نه کم میاد و نه بند میاد
به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی
گرچه پاییز نشد همدم و همسایه من / به که گویم که تو باران زمستان منی
میدانم که می مانی و از قلبم بیرون نمیروی
پس لااقل باران را بهانه کن ، دارد باران می آید
به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش
چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است
مثل همین باران بی سوال که هی می بارد که هی اتفاق آرام و شمرده شمرده می بارد
باران که می بارد تمام کوچه های شهر پر از فریاد من است که می گویم:
من تنها نیستم , تنها منتظرم
پنجره ی باران خورده ات را باز کن
چند سطر پس از باران
چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده
دلم برایت تنگ است
همچون باران باش ، رنج جدا شدن از آسمان را در سبز کردن زندگی جبران کن
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد
ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم
به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم
اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند
بغضهای مرطوب مرا باور کن ، این باران نیست که میبارد
صدای خسته ی قلب من است که از چشمان آسمان بیرون میریزد
مثل باران چشمهایت دیدنی است /٬ شهر خاموش نگاهت دیدنیست
زندگانی معنی لبخند توست / خنده هایت بی نهایت دیدنیست
اگر میدونستی چقدر دوستت دارم
برای اومدنت بارون رو بهانه نمیکردی
رنگین کمان من
در حسرت موجم ، باران کفافم نیست
درمان درد من ، باران ِ نم نم نیست
باران ، یا دوشِ آب ، چه فرقی میکند؟
وقتی عاشقی ، زیرِ هیچکدام ، آواز نخواند
شیشه پنجره را باران شست
از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست؟
چشمهای من از دوریت کنون مثل آسمان بارانیست
ابرها میبارند و آرام میشوند اما چشمهایم می بارند و بیقرار تر میشوند
کاش تا ابرها آرام نشده اند بیایی
باز باران آمد
از هوا یا ز دو چشم خیسم؟
نیک بنگر!
چه تفاوت دارد
خدا ابر رو به گریه میاره تا گلها بخندن، پس هر وقت بارون آمد یادت نره بخندی
علم ثابت کرده که شکر در آب حل میشه
پس هیچ وقت زیر بارون نرو ، چون شیرین ترین دوستم را از دست می دم
باران که می بارد تو در راهی / از دشت شب تا باغ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز / با ابر و آب و آسمان جاری
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد / تا شعر باران تو می گیرد
باران رحمت خدا همیشه می بارد
تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم
قطره بارون ممکنه کوچک دیده بشه ٬ اما یک گل تشنه ٬ همیشه منتظر باریدنشه
یک اس ام اس ممکنه ساده برسه ٬ اما قلب فرستندش خیلی به یادته
چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم در بستری از بغض بخوابند
حس میکنم روی صورتم دنیا چکه میکند
حس میکنم قطره قطره, نم نمک عاشقم میکنی
بارون که میبارد هوا تر میشود تا تو چشمک بزنی
بارون که میبارد باز با ترانه یا باز بی ترانه من عاشق تر گریه میکنم و رو به آسمان فریاد میزنم
دوستت دارم
وقتی دلم برات تنگ می شه میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنم
پس یادت باشه هر وقت بارون میاد دل من برات تنگ شده
باران از راه رسید ، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند
زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد ، ناگهان پایییز عشقم از راه رسید
آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست
زیر باران با یاد تو میروم ، به دنبال جای پای تو
تو را می پرستم من شبانه ، برای لحظه های شادمانه
برای با تو بودن صادقانه ، می آیم من به پیشت عاشقانه
به تو دل بستم من شاعرانه ، اما افسوس از درک زمانه
چه زیباست راز زمانه ، اگر زندگی باشد یک ترانه
مرا چه باک ز باران
که گیسوان تو چتری گشوده اند
مرا چه باک ز مرگ
که بوسه های تو پیغام های قیامند
بدرودهای تو
تکرارهای سلامند
تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم
بارون و دوست دارم هنوز / چون تو رو یادم میاره
حس می کنم پیشه منی / وقتی که بارون می باره
بر سرم چتر گرفت؛
به تماشا ایستادند: باران و رهگذران
باران در گلوی من ابر کوچکی ست ، میشود مرا بغل کنی؟
قول میدهم گریه کم کند
نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون
ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست
یادگاری واسه بارون ، آرزوهایی که خاک شد
وقتی رفتی زیبا ، انگار روح از تنم جدا شد
توی زندگیت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه میکوبی
ابر باش که منتظرت باشند که ببیاری
عشق لالایی بارون تو شباست ، نم نم بارون پشت شیشه هاست
لحظه شبنم و برگ گل یاس ، لحظه رهایی پرنده هاست
لحظه عزیز با تو بودنه ، آخرین پناه موندن منه
وقتی ناله های خرد شدنت زیر پای بارون
نوای دل انگیزی شد چه فرقی می کند برگ سبز کدام درختی
با رفیقت مثل چتر رفتار نکن که هر وقت بارون بند اومد ، فراموشش کنی
میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره
چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی
مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری ، همینطوره مگه نه
این منم پنهانترین افسانه ی شبهای تو / آنکه در مهتاب باران شوق پیدایی نداشت
خواستم تا حرف خود را با غزل معنا کنم / زیر باران نگاهت شعر معنایی نداشت
خوشبختی یعنی اینکه خداوند آنقدر عزیزت کند که وجودت آرامبخش دیگران باشد
0935****624
.
to+eshgh=zendegi
zendegi+to=aramesh.man -to=divanegi
eshgh+divanegi=to
zendegi_to=Marg
0935****624
.
.
به .... میگن خبردارى تو روستاتون اینترنت اومده؟میگه:ولش کن بیاد هممونو بخوره راحت شیم
0916***3058
.
.
مثل آسمان می مانی دوستت دارم امانمیتوانم داشته باشمت
0913****446
.
.
کاش "پرده" میدانست که تا"پنجره" باز است فرصت رقصیدن دارد
0938****899
.
.
پشت چراغ قرمزی پسرکی با چشمان معصوم گفت چسب زخم نمیخواهید؟
اهی کشیدمو باخودگفتم اگر همه ی چسبهایت راهم بخرم نه زخم های من خوب میشود نه زخم های تو....
Maryam Takpar
.
.
پرسیدند دوست را خواهی یا دنیارا؟گفتم ای بی خبران دوست من دنیای من است
0935****386
.
و چه لذتی است در تنهایی
باور نداری؟
از خدا بپرس....
0935****386
.
.
یه عاشق میگه اگه اتفاقی واسه تو بیفته میمیرم... اما یه رفیق میگه اگه بمیرم هم نمیزارم اتفاقی واست بیفته ،به افتخار هر چی رفیقه
مریم - تهران
.
به قلبم نشستی نگفتم چرا،دلم راشکستی نگفتم چرا،یکی خواب شبهای مرا ربودچودیدم توهستی نگفتم چرا....
مریم - تهران
.
.
امام علی(ع): شرافت و برتری مردم به یکدیگر،به خرد و ادب است نه به دارایی و ثروت و نژاد
ریحانه - تهران
.
نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی ان لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
ریحانه - تهران
.
یک درخت هرچقدر هم که بزرگ باشد با یک دانه آغاز میشود,طولانی ترین سفرها با اولین قدم. (لائوتسه)
ریحانه - تهران
.
در پس هر چهره خشمگین،عداوت و کینه نیست. شاید گاهی از خشم کسی ازرده شوی، که خدشه ای بس ناچیز بر سایه تو او را خشمگین کرده
ریحانه - تهران
.
من
خدا را دارم،کوله بارم بر دوش،سفری می یابد،سفری بی همراه،گم شدن تا ته
تنهایی محض،سازکم با من گفت:هرکجا لرزیدی،از سفر ترسیدی،تو بگو از از ته
دل،من خدا را دارم،منو سازم چندیست ک فقط با اوییم
ریحانه - تهران
.
.
قصه بگو تا بخوابم
غصهء نداشتنش نمیذاره بخوابم....
میخوانی؟!
0930****243
.
دلم درد میکنه!
آخ . . . . مادر! کاش مثل بچگیام درد دلمو میفهمیدى. . . کاش بغضى رو که تو
گلوم پریده . . . نفسایى رو که ناى اومدن ندارن ..رو میفهمیدى ....
0930****243
.
گویی امشب کسی به دلم چنگ زده است
درد غریبی به جانش انداخته است
دلبرم کجایی که دلم برای تو لک زده است
0930****243
.
بهم گفتی شازده کوچولو رو بخون !
خوندم اما فرصت نشد بهت بگم دنیای منم کوچیکه مثل اخترک شازده کوچولو
تو هم ، گل من
0930****243
.
.
میدونی مترسک به کلاغ چی گفت؟گفت هر چقدر دوست داری نوکم بزن اما تنهام نذار....
0935****380
.
.
فریاد را همه می شنوند
هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است
مهسا
.
چه کلمه مظلومیست "قسمت" گاهی تمام تقصیر های مارا به عهده میگیرد
مهسا
.
من دهقان فداکاری شده بودم
ک تمام وجودش را ب آتش کشیده بود روب رویش
و او...قطاری ک چشم دیدن مرانداشت....
مهسا
.
گاهی پروانه ها هم اشتباه عاشق میشوند
"بجای شمع" گرد چراغهای بی احساس خیابان میمیرند
مهسا
برای دوست داشتنت از من دلیل میخواهند،نازنین...! چشمانت را قرض میدهی
مهسا
.
این فنجان قهوه هم تمام می شود،و ازاین کافه هم خواهیم رفت!و هنوز به حرفهایی فکر می کنم که برای نگفتن داریم
مهسا
.
ما که از هرجه ترسیدیم سرمان آمد! بیا تمرین کنیم کمی از خوشبختی بترسیم
مهسا
.
.
خدایا ! راهى نمى بینم،آینده پنهان است،اما مهم نیست!!! همین کافیست که تو راه را مى بینی و من تو را
پریسا
.
چه ساده بودم آن هنگام که مى پنداشتم ترکیدن بادکنک آبى من،ناگوارترین حادثه ى عالم است!؟
پریسا
.
.
زخمی که میزنیم.دلی که میشکنیم.ارزان نیست یک جایی باید بهایش را بپردازیم.یک وقتی شاید همین نزدیکی ها....
0935****653
.
.
آدمهایی هستندکه مهربانی نگاهشان درچشم هیچ انسانی پیدانیست، و تو همانی....
*هانا.شیراز*
.
غم انگیز است اگر تو را نخواهد؛مسخره است اگر نفهمی؛احمقانه است اگر اصرار کنی
*هانا.شیراز*
.
شاید "من" بد کردم
شایدم "تـو" ...
مهم شایدها نیست
مهم اینه که" من" و" تـو" دیگه ما نیستیم
*هانا.شیراز*
.
.هـزاربـارآمـدم خطــت بزنم از قلبم...
خودخودت را...
یــادت را...
اسمت را...
امــا...
فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه....
*هانا.شیراز*
.
گاهی اوقات مجبورید بپذیرید که برخی آدمها فقط می توانند در قلبتان باقی بمانند، و نه در زندگیتان....
*هانا.شیراز*
.
.
هرگاه
ازشدت تنهایی به سرم هوس اعتمادی دوباره میزندخنجرخیانتی راکه درپشتم
فرورفته درمی آورم،میبوسمش...صیقلی عاشقانه,اندکی نمک به رویش،نوازشش
کرده،دوباره برسرجایش میگذارم.....ازقول من به آن لعنتــــــــــی
بگویید"خیالش تخت،من دیوانه هنوزبه خنجرش هم وفـــــــــــادارم....
پریا
.
.
جدیدترین نظریه:یاد کردن رفقا گناهیست بزرگ
خوشم میاد اهل گناه نیستی
الهام.هادی
.